جان باولبي روانكاو بريتانيايي (1990- 1907) براي نخستين بار مفهوم دلبستگي را به كار برد. مفهوم محوري و اصلي اين نظريه به توضيح اين نكته مي پردازد كه چگونه نوزاد از نظر هيجاني به شخصي كه وظيفه مراقبت و نگهداري از وي را بر عهده دارد، دلبسته مي شود و هنگام جدايي از اين شخص دچار تنش مي شود. زندگي انسان حول محور يك شخص خاص كه قابل دسترس است و منظماً به نيازهاي مراقبتي او پاسخ مي دهد، مي چرخد و به اين ترتيب رفتار جستجوي مراقبت نوزاد با پاسخدهي منظم تصوير مادرانه تكميل مي شود و در واقع اين رفتار جستجوي مراقبت نوزاد است كه دلبستگي ناميده مي شود.

 

 

 

 

 


 پس از آن، آينس ورث و همكارانش با انجام يكسري مطالعات آزمايشي، كودكان 1 تا 2 ساله را در موقعيت ناآشنا قرار دادند و بر اساس نوع پاسخ آنان در رويارويي با اين موقعيت (موقعيتي كه نخست والد براي مدت كوتاهي اتاق را ترك مي كند و كودك با يك بزرگسال غريبه تنها مي شود و سپس والد دوباره باز مي گردد) كيفيت دلبستگي آنها را طبقه بندي كردند و سه نوع سبك دلبستگي ايمن، اجتنابي، مضطرب – دو سوگرا را تشخيص دادند. بارثولوميوو هوروويتز چهار سبك دلبستگي را بر اساس دو محور اضطراب و اجتناب عنوان كردند. به باور ايشان در بعد اجتناب، ترس و نفي دو حد انتهايي پيوستار را تشكيل مي دهند و در واقع دو نوع اجتناب يعني اجتناب ناشي از ترس از ديگران و اجتناب ناشي از نفي ديگران وجود دارد. ايشان لغت اجتناب را برداشتند و دو گروه ترسان و نفي كننده را جايگزين ساختند. در مورد بعد اضطراب نيز چنين عنوان كردند كه در اين بعد ايمني و دلمشغولي دو حد انتهايي را تشكيل مي دهند و لغت مضطرب را با دلمشغول جايگزين ساختند. به اين ترتيب چهار سبك دلبستگي مفروض ايشان عبارتند از: دلبستگي ايمن، دلبستگي دلمشغول، دلبستگي ترسان و دلبستگي نفي كننده. 

 

 

 

 

 

 

نوع سبكهاي دلبستگي در اين نظريه بر اساس محور اضطراب و اجتناب و يا مدل كاري مثبت و منفي از خود و ديگران (مادر) حاصل مي شود. در اين فصل طرح الگوي دو بعدي و چهار سبك دلبستگي آمده است. در آنجا ملاحظه مي شود كه افراد ايمن داراي مدل مثبت از خود و ديگران و همچنين در بعد اضطراب و اجتناب داراي اضطراب و اجتناب كم مي باشند. افراد دلمشغول داراي مدل مثبت از مادر و مدل منفي از خويشتن مي باشند. همچنين داراي اجتناب كم و اضطراب زياد هستند. در مورد افراد نفي كننده و ترسان هم به همين ترتيب مي توان مشاهده كرد كه افراد نفي كننده داراي اضطراب كم و اجتناب زياد هستند؛ در حاليكه افراد ترسان علاوه بر اجتناب زياد، اضطراب زيادي را هم تجربه مي كنند و مدل كاري از خود و ديگران منفي است؛ بر خلاف افراد نفي كننده كه مدل كاري از خودشان مثبت است (ميرنوش، 1383). 

 

 

 

 

 

 

 


فهرست مطالب

تعریف مفهومی سبک های دلبستگی

تعریف عملیاتی سبک های دلبستگی

فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیقاتی سبک های دلبستگی  4

2-6-مبانی نظری در باب سازه  دلبستگی  5

2-6-1- مؤلفه هاي اصلي دلبستگي  11
2-7- مباني روان پويشي نظريه دلبستگي:  12
2-8-نظريه يادگيري  13
2-9- نظريه تحول شناختي  14
2-10- نظريه كردارشناسي  15
2-11-  نظريه دلبستگي بالبي  17
2-12-  نظريه دلبستگي  باولبي  17
2-14- سبك هاي دلبستگي از ديدگاههاي مختلف  22
2-15-  انواع سبك هاي دلبستگي  25
2-15-1- سبك دلبستگي ايمن  25
2-15-3- سبك دلبستگي نا ايمن - اجتنابي  27
2-15-3- سبك دلبستگي نا ايمن – دو سو گرا  28
2-16- مراحل شكل گيري دلبستگي در نوزادان  30
2-17 - تحول دلبستگي در نوجواني  33
2-18- تداوم دلبستگي از كودكي تا نوجواني:  33
2-19-  معيارهاي تشخيص دلبستگي:  36
2-23- پیشینه تحقیقاتی :  37
2-23-1- رابطه ی سبک های دلبستگی با تاب آوری  37
2-23-2- رابطه ی سبک های دلبستگی با شیوه های مهارت های مقابله ای  39
2-23-3-رابطه ی مهارت های مقابله ای با استرس و  تاب آوری  40
فهرست منابع و ماخذ:  46